رمان شب سراب از ناهيد ا. پژواك ( قسمت چهارم )
« قسمت اول این رمان اینجا » « قسمت دوم این رمان اینجا » « قسمت سوم این رمان اینجا » آقا سيد محمد رضا آه سردي كشيد و گفت: تا كي بايد شاهد بدبختي مردم باشيم و ...
رمان شب سراب از ناهيد ا. پژواك ( قسمت سوم )
« قسمت اول این رمان اینجا » « قسمت دوم این رمان اینجا » - رحيم ، رحيم پاشو پسرم دير مي شود راهت دور شده.چشم باز كردم هنوز آفتاب بيرون نيامده بود.- پاشو قربان قد و بالا ي ...
رمان شب سراب از ناهيد ا. پژواك ( قسمت دوم )
« قسمت اول این رمان اینجا » تابستان ها اتاق خيلي گرم مي شد و ما نردباني از حياط به پشت بام مي گذاشتيم و شب ها روي پشت بام مي خوابيديم آخ كه چه لذتي داشت خنكي تشك هايمان، روزهاي آخر ...
رمان شب سراب از ناهيد ا. پژواك ( قسمت اول )
- سلام- به به سلااام پسر گلم چطوري؟- بيست گرفتم حاج آقاخط كشم كه ورقه ام را مثل پرچم بر بالاي آن چسبانده بودم پايين آوردم و جلوي چشم حاج آقا محسن گرفتم.- بارك الله پسر خوب، چه درسي را بيست گرفتي؟ املا ...